close
تبلیغات در اینترنت
خباب پسر ارت
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات
مجموع فایلها
قرآن كريم [93]
اناشید اسلامی [0]
نرم افزار [0]
اذان [123]
کتب اجتماعی [0]
کتب اسلامی [1]
کتب ادبی [1]
رمان ها [15]
کتب متفرقه [0]
کتب تاریخی [0]
فیلم سینمایی [0]
مستند [0]
انیمیشن [0]
کلیپ اسلامی [0]
کلیپ دیگر [0]
متون و مقالات
متون و مقالات اسلامی [547]
متون و مقالات اجتماعی [26]
شعر ، متون و مقالات ادبی [241]
جملات انگلیسی فارسی [219]
داستان و حکایت [110]
انرژی مثبت [138]
روانشناسی [110]
پزشکی ،سلامت ، زیبایی [70]
جالب [40]
متفرقه [73]
سخن بزرگان [183]
برگی از تاریخ [15]
عاشقانه ها [15]
تکنولوژی و فناوری [1]
اخبار و اطلاعیه ها [10]
طنز روز [19]
پند و اندرز [13]
اطلاعات عمومی [0]
آشپزی و خیاطی [0]
ورزشی [0]
فرید کوشکی زاده
اشعار و نوشته ها [57]
مقالات و کتاب ها [13]

آرشیو
1396
1395
1394
1393
1392
1391

پیوندهای روزانه
آرشیو لینک ها

جستجو


درآمد اینترنتی آسان

<a href="http://popupplus.ir/ref:2543"><img src="http://popupplus.ir/template/Banner_Upload/pup300.gif" alt="کسب درآمد"></a>


مطالب سايت
پیوستن به کانال ما در تلگرام


خباب پسر ارت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خباب پسر ارت

ماهر در فن ایثارگری

تعدادی از قریشانی  که جرم و جنایت  ، خوراک آنها بود ،  برای اینکه شمشیرهای خود را ـ که قرار بود خباب آنها را درست بکند ـ تحویل بگیرند  ، عازم خانه ایشان شدند .

شغل خباب ساخت شمشیر بود ،  شمشیر را می ساخت و به مردم مکه می فروخت و آنها را به بازار می فرستاد .

بر خلاف عادت خباب که همیشه  از خانه خود دور نمی شدو شغل خود را ترک نمی کرد آنروز این گروه از قریشان وی را در محل کارش نیافتند و به  انتظار ایشان  ماندند .

بعد از مدت طولانی ، خباب با چهره ای بشاش  و سئوال انگیز و درحالی که  اشک در چشمهایش حلقه زده بود ، سر رسیدند و به میهمانان خود خوش آمد گفتند و با آنها نشست .

قریشیان با عجله و شتاب پرسیدند :  ای خباب ، آیا ساخت شمشیر های ما را به اتمام رسانده ای ؟

اشکهای خباب خشک شدند ، و جای خود را به شادی و فرح دادند . و مثل اینکه خود را مورد خطاب قرار می داد  و می گفت : عجب حالتی دارد ...

دوباره برگشتند و از ایشان سئوال کردند : کدام حالت ای مرد ... ؟ در مورد شمشیرهای خود از تو می پرسیم آیا آنها را آماده ساخته ای؟

خباب با نگاه های پرت و رءویایی خود آنها را دربر می گیرد  و می گوید :

آیا ایشان را دیده اید ...؟ سخنان ایشان را شنیده اید ... ؟؟

آنها با تعجب به همدیگر نگاه کردند ...

یکی از آنها برگشت و با تمسخر گفت : ای خباب تو او را دیده ای ...؟؟ خباب نیز  متوجه حیله و نیرنگ ومسخره او می شود و سئوالش را به خودش بر می گرداند و می گوید : منظور شما کیه.. ؟؟  و آن شخص در نهایت خشم جواب می دهد : منظورم همان مردی است که تو از آن حرف می زنی ..؟؟

خباب دید که آنها لیاقت درست حرف زدن را ندارند و تصمیم گرفت رک  و پوست کنده ایمان خود را بروز دهد و در حالی که به خبر جدیدی که شنیده بود دلباخته و شیفته شده بود و به عدالت پیامبر رشک می برد به آنها گفت :

بله من او را دیده ام  صحبت های او را شنیده ام حق را دیدم که از اطراف او پخش می شد و نور از چهره اش می بارید !!

ظاهرا این قریشی های کافر متوجه شده بودند  ، یکی از آنها فریاد زد :  ای برده  ام أنمار ،  این کیست که تو داری از او حرف می زنی ..؟؟ و خباب در کمال آرامش جواب می دهد :  ای برادر عرب  ، چه کسی می تواند غیر از او در قوم تو وجود داشته باشد که حق و حق طلبی از اطراف او تبلور  کند و از چهره اش نور ببارد .. !

 

یکی دیگر از آنها ، با وحشت از خواب پرید و فریاد زد : می بینم منظورت محمد است .. خباب با رشک فراوان سر خود را تکان داد و گفت بله ، همانا الله او را فرستاده است تا ما را از تاریکی به روشنایی ببرد ...

بعد از این خباب نفهمید چه گفته است و چه چیزی به او گفتند ... بس یاد دارد که بعد از ساعتهای طولانی که در بی هوشی بسر برده  ، به هوش می آید و متوجه می شود که ملاقات کننده گانش نیستند ... و بدن و استخوانهایش درد می کند و خون زیادی از او رفته و لباس و بدنش را رنگین نموده .. !!

خود را در جلوه درب خانه  یافت و بلند شد و به دیوار تکیه داد و با چشمهای خود دور دست را می نگریست به گمشده خود در آینده  ... و آینده مردم مکه و همه مردم در تمام زمان و مکان .

آیا واقعاً آن سخنانی که خباب از محمد  صلی الله و علیه وسلم در آنروز  شنیده بود ، همان روشنایی است که به گمشده زندگی بشریت ، راهنمایی می کند .. ؟؟

خباب در افکار بلند مرتبه و عمیق فرورفته بود ... سپس به داخل خانه برگشت ... برگشت تا برجراحت بدن خود مرحم گذارد و خود را برای شکنجه جدید و دردهای تازه آماده سازد ...

از آن روز دیگر خباب جایگاهی بلند و مقاومی در بین شکنجه شوندگان و ستمدیگان داشت .

دربین آنهایی قرار گرفت که با وجود فقر و ضعف در برابر قدرت و سرکشیهای جنون آمیز قریشیان می ایستاده اند .

شعبی می گوید : خباب واقعا صبر کرد و در برابر کفار هیچ راه گریزی نداشت ، پشت و کمر او را برهنه می کردند و  بر سنگهای داغ می گذاشتند تا اینکه گوشتهای پشت ایشان ذوب شدند .. !!

بله سهم او از شکنجه زیاد بود ولی صبر و مقاومت او بیشتر از شکنجه ها بود ..

کفار قریش آهنهای که خباب  برای ساخت شمشیر از آنها استفاده می کرد ، آنها را داغ می کردند و ایشان را با آنها شکنجه می داند .

روزی از روزها خباب و همراه با دوستانش که شکنجه می شدند نزد پیامبر  رفتند تا پیامبر ازخداوند برای آنها طلب کمک و یاری نماید .

 

 

 

 

خباب و دوستانش این سخنان را شنیدند ایمان و اصرار شان قوی تر شد و با خود تصمیم گرفتند بخاطر الله و رسولش هر نوع جانفشانی انجام دهند و صبر بکنند .

 قریشی ها به " ام انمار"  برای شکنجه کردن خباب ،  پیشنهاد دادند و او هم در شکنجه خباب شریک شد . آن زن بی رحم و سنگ دل ، آهن سرخ شده و داغ را بر سر خباب می نهاد .

و خباب از درد به خود می پیچید ولی خود را کنترل می کرد تا اینکه آن زن جلاد به جوش آید و از کار خود لذت نبر د.. !!

روزی پیامبر صلی الله علیه  وسلم  عبور می کردند متوجه شدند که آهن داغ بر سر خباب  نهاده اند و  او را شکنجه می دهند ولی پیامبر قدرتی در دستش نبود که برای خباب کاری کند ..

در آنجا رسول الله صلی الله دستانش را به طرف آسما ن بلند کردند .و گفتند : (بار الهی خباب را یاری نما .)

الله خواست چند روزی بیشتر نگذرد که " ام انمار " قصاص کار خود را پس دهد و دچار بیماری جنونی شد که فقط با داغ کردن سرش تسکین می شد .

قریش در برابر ایمان صحابه  بوسیله شکنجه مقاومت می کردند و صحابه با ایثار گری و جانفشانی  در برابر شکنجه ها مقاومت می کردند .و خباب یکی از آنها بود که در فن جانفشانی و قربانی شدن استاد شده بود .

اشان (رضی الله عنه ) در روزهای اولیه دعوت  فقط به عبدات و نماز اکتفا نکردند بلکه تمام توان خود را در یادگیری قرآن و دستورات دین را از پیامبر بکار برند و مخفیانه به دیگر یاران پیامبر آموزش می دادند . تا بجایی که  عبدالله بن مسعود که خود روای قرآن هستند گاها برای حفظ قرآن و دور نمودن آن به خباب مراجعه می کردند .

و ایشان کسی بودند که قرآن را به " سعید بن زید " داماد و " فاطمه "  دختر خطاب  ، آموزش می دادند .

داستان اسلام عمر رضی الله عنه مشهور است ، زمانی که عمر قصد کشتن رسول الله صلی الله علیه وسلم را نمود در راه شنید که خواهرش مسلمان گشته  لذا قصد نمود اول خواهرش را تنبیه نماید شمشیر خود را حمایل نموده و به خانه سعید بن زید می رود که صدای قرآن را از داخل خانه خواهرش می شنود و بر او تاثیر می گذارد داخل شد و فریاد می زند مرا به نزد محمد راهنمایی کنید ..!!

خباب که در داخل خانه پنهان شده بود وقتی این حرف عمر را شنید بیرون آمد و فریاد زد ای عمر ... قسم به الله امیدوارم  که الله تعالی تو را شامل دعای پیامبر کرده باشد . من دیروز شنیدم که پیامبر می گفت :  ( بار الهی اسلام را بوسیله  یکی از کسانی که دوست داری ؛ ابوالحکم بن هشام و یا عمر بن الخطاب نصرت بده ... ) .

عمر سریعا پرسید : ای خباب من الان رسول الله  را کجا پیدا کنم ..؟؟

خباب جواب داد : در نزد کوه صفا ، خانه ارقم پسر ابی ارقم .. و عمر راه پر برکت خویش اینچنین آغاز نمود.

خباب بن ارت در تمام جنگها و غزوه ها  همراه با رسول الله صلی الله علیه و سلم حضور داشتند و همه عمرش را با حفظ ایمان و یقینش  سپری نمود ..

زمانی که بیت المال در عهد عمر و عثمان پر از اموال بود ، خباب از حقوق بالایی برخوردار بود چون که از مهاجرین و مومنین اسبق بودند ...

با این درآمدی که داشت خانه ساده ای در کوفه برای خود بنا نمود و مازاد درآمد خود را در گوشه ای از خانه گذاشته بود و هرکس که نیازی داشت خود می رفت و از آن مال برای رفع نیازش بر می داشت ...

با این وجود هرگاه یادی از پیامبر و دیگر یاران او که زندگی خود را برای الله بخشیده بودند و ثمره آنرا در دنیا نچشیده بودند  به میان می آمد ، گریه می کردند و اشکهایش خشک نمی شد .

بشنوید از زبان خود خباب زمانی که دوستانش برای عیادت او که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد ، در جواب آنها که گفته بودند : ای ابا عبدالله   مژده بده ، تو فردا به برادرانت ملحق می شوی ...

گریه کنان جواب می دهد : من از مرگ هیچ باکی ندارم .... ولی شما یاد کسان و برادرانی را به میان آورده اید که با تمام اجر و پاداش کامل خود رفتند ولی از راحتی دنیا چیزی به آنها نرسید ... و ما بعد از ایشان ماندیم تا اینکه به دنیا رسیدیم و به خانه حقیر و مکان گذاشتن اموالش اشاره می کند و می گوید الله شاهد است که من سرکیسه اموال خود را نبسته ام و هر کس که درخواستی داشته است از او دریغ نکرده ام .

سپس متوجه کفن خود که از قبل آماده کرده بود ، می شود . او این مسایل را اسراف و راحتی می دانست و در حالی که اشکهایش سرازیر بود می گوید : ( ببینید ... این کفن من هستش... ولی عموی پیامبر حمزه رضی الله عنه روزی که شهید شدند کفنی نداشتند که تمام بدنش را بپوشاند تکه پارچه ای بود اگر سر ایشان می پوشیدند پای  وی بیرون می شد و اگر پای ایشان را می پوشاندند سر ایشان بیرون می شد) ... !!

و خباب در سال 37 هجری وفات نمودند ... در حالی که استاد شمشیر ساز در جاهلیت بود ...  و در اسلام نمونه استاد فداکارای و جانفشانی بودند ....

بله یکی از فرزندان پاک سرشت دوران وحی و از نسل قربانی شدگان وفات نمود ...

و شاید بهترین چیزی که در آخر می توان در مورد این بزرگ مرد گفت سخنان علی رضی الله عنه در مورد ایشان ، باشد . زمانی که  ایشان از معرکه صفین بر می گشتند چشمشانش به قبر تازه ای افتاد و سئوال گرفتند این قبر چه کسی است ... ؟

جواب داده شد : قبر خباب است ... ایشان اندوهگین شدند و گفتند : الله خباب را مورد رحمت خودش قرار دهد .. با میل و اشتیاق مسلمان شد ... از روی اطاعت و فرمانبری هجرت نمود .. و زندگی مجاهدان را داشت . .

 

درباره : متون و مقالات , متون و مقالات اسلامی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
بازدید : 9
تاریخ : شنبه 12 فروردين 1396 زمان : 18:32 | نویسنده : admin | نظرات ()

مطالب مرتبط

آخرین مطالب ارسالی
صدای ناله‌ی سنگ را می‌شنوی؟ تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
می توانید مرا زنجیر کنید تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
چه بزرگ تمنا می کنیم تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
همه‌روز روزه بودن، همه‌شب نماز كردن تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
هر روز میمیرم تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
ایرانـــے متخصص عزاداری است تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
تا آخر عمر فراموشش نکند تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
دشمنیِ من با بشریت تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
آنقدر دریا دل باش که تاریخ : جمعه 26 آبان 1396

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

در تلگرام به ما بپيونديد.

http://www.pawish.com/Document/Download/untitled-3_6324f75950ac99a11851680.jpg


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 2272
کل نظرات : 128
آمار کاربران
افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 95

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 256
باردید دیروز : 903
گوگل امروز : 84
گوگل دیروز : 361
بازدید هفته : 6,535
بازدید ماه : 17,322
بازدید سال : 265,321
بازدید کلی : 698,872

مطالب پربازدید
دانلود ترتيل قرآن كريم با صداي استادعبدالرحمن سديس بازدید : 93835
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري ادريس ابكر بازدید : 60489
دانلود کل قرآن کریم با صدای قاری عبدالرحمن بن جمال العوسی بازدید : 27743
دانلود ترتيل قرآن كريم با صداي استاد سعود الشريم بازدید : 17193
دانلود قرائت قرآن كريم باصداي ابوبكر شاطري بازدید : 14723
دانلود كل قرآن با صداي فارس عباد بازدید : 10787
دانلود کل قرآن با صدای یاسرالدوسری بازدید : 9097
دانلود کل قرآن کریم با صدای ناصر القطامی بازدید : 8461
دانلود کل قران با صدای شیخ عبدالله عواد الجهنی بازدید : 6047
دانلود قرائت قرآن با صداي استادسعد الغامدي بازدید : 5103
شعر به درویشی قناعت کن.... بازدید : 3781
دانلود قرائت قرآن با صداي عبدالباسط بازدید : 3295
دانلود ترتيل قرآن با صداي احمد الحذيفي بازدید : 3033
دانلود اذان با صداي بسيار زيباي ياسر الدوسري بازدید : 2959
داستان کوتاه از فقیر و ثروتمند بازدید : 1695
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري علي عبدالله جابر بازدید : 1661
برنامه ریزی ماهانه ختم قرآن بازدید : 1451
دانلود قرآن کریم با صدای قاری نوجوان یوسف کالو بازدید : 1117
تلاوت هاي كم نظير قاري نوجوان احمد سعود بازدید : 1047
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري محمد ايوب بازدید : 1035
دانلود كتاب غم مخور از دكتر عائض القرني بازدید : 1011
دانلود کل قرآن کریم با صدای قاری ابراهیم الجبرین بازدید : 907
دانلود جامع الترتیل کل قرآن با صدای 26 قاری به صورت یکجا بازدید : 875
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري عبدالودود حنيف بازدید : 867
مقاله اي در مورد سخاوت و بخشندگي بازدید : 727
دانلود اذان بسیار زیبای مدینه منوره شهر پیامبر صلی الله علیه و سلم بازدید : 625
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري محمد حسان بازدید : 591
گرچه پیر است این تنم بازدید : 575
دانلود تفسیر نور دکتر مصطفی خرمدل بازدید : 539
Quran – Naskh (Indopak Quran) 1.0.3 دانلود قرآن با خط نسخ بازدید : 519
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري علي الكلباني بازدید : 517
مقاله اي در مورد حضور قلب در نماز بازدید : 499
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري علي الحذيفي بازدید : 497
دانلود نشيد زيباي يا حامل القرآن بازدید : 489
فرق آرامش و آسایش چیست؟ بازدید : 487
شعر الهي رحمتت را شاملم كن بازدید : 485
دانلود کل قرآن کریم با صدای قاری بندربن عبدالعزیز البلیله بازدید : 485
فواید سجده از نظر پزشکی بازدید : 477
پروردگارا ....... بازدید : 471
دانلود کل قرآن کریم با صدای قاری محمد المحیسنی بازدید : 445
مقاله اي در مورد ثواب ها و فوايد روزه بازدید : 437
دانلود كل قرآن كريم با صداي قاري عبدالهادي الكناكري بازدید : 435
داستان يك با يك برابر نيست!!! بازدید : 419
دانلود کل قرآن کریم با صدای قاری عبدالله کامل بازدید : 419
ستارگان غربی مسلمان میشوند و زنان ما غربی!!!! بازدید : 377
مقاله اي در مورد كليد مشكلات بازدید : 367
شعر با قدسیان آسمان بازدید : 359
هرگز در مورد کسی زود قضاوت نکنید بازدید : 353
لعنت شدگان چه کسانی هستند؟ بازدید : 353
دانلود نشيد بسيار زيبا و محبوب دل غافل بكن توبه بازدید : 327

مطالب تصادفی
هیچ عمل نیکی را دست کم نگیر؛
دوبیتی تفسیر عشق
خوف شعار عارفان است
براساس سرگذشت مها روبرت جيمس-آمريکا
زیبایی آشکار مومن
آن طوطی دیگر چقدر می‌ارزد؟
آیا الحاد علم است و پشتوانه‌ی علمی دارد؟!
امام نووي وكتاب رياض الصالحين
اسلام آوردن محمد اكويا از ايالات متحده
دانلود كتاب رمان غير منتظره

کدهای اختصاصی
http://www.rozblog.com/user/kooshkizadeh.jpg?6036

پشتیبانی
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : Tem98.Com



designed by: Tem.rozblog.com , all rights reserved

<-blogid->

<-BlogAuthor->

<-blogid->

http://kooshkizadeh.rozblog.com/

گزیده گزیده ها

گزیده گزیده ها

گزیده گزیده ها

<-BlogAbout-> بهترين ها را اينجا تجربه كنيد...

گزیده گزیده ها