close
تبلیغات در اینترنت
صحنه هايي از روز قيامت

 

 

صحنه هايي از روز قيامت

از حكمت هاي خداوند اين است كه زندگي دنيا را محل تلاش و عمل و آخرت را محل جزا و پاداش قرار داده كه در آن انسان محاسبه مي شود پس محسن بر احسانش و گناهكار بر بديهايش جزا داده مي شود. الله تعالي مي فرمايد:«لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ»[1] «تا خداوند به هركس هر چه بدست آورده است جزا دهد، همانا خداوند سريعاً به حسابها رسيدگي مي كند.» در آن روز بندگان ميان دستان پروردگار خاضعانه و فرمانبردار ايستاده است. پروردگار با ايشان بدون نياز به شرح و تفسير سخن مي گويد پس از اعمال كوچك و بزرگ حتي از چيزهاي بسيار ريز نيز سؤال مي كند. همراه آنچه از لعنت و سختي مرتكب شده اند.

و ديدن صحنه هاي هولناك آن روز عظيم و ترس از جايگاه و از جايي كه در آن قلب خشوع مي كند و سرها در آن پايين انداخته مي شوند. از خداوند ثبات و پايداري را تا هنگام مردن مسئلت مي نماييم.

حساب و كتاب با شفاعت پيامبر ما محمد _ صلي الله عليه و سلم _ شروع مي گردد و آن اينگونه است كه مردم اقامتشان طولاني مي شود و در سختي و مشقت قرار دارند لذا به سوي پيامبران مي روند تا براي ايشان نزد پروردگار شفاعت كنند تا خداوند ميان بندگان حكم كند و حساب و كتاب برپا گردد. از آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي - عليهم السلام- درخواست مي كنند و همه آنها از پذيرفتن آن خودداري مي كنند و هريك از آنها- جز عيسي- براي خود گناهي را ذكر مي كنند و آنها را به سوي ديگر پيامبران روانه مي كنند تا اينكه عيسي - عليه السلام- آنها را به سوي پيامبر ما مي فرستد پس مردم آن را از پيامبر مي خواهند و پيامبر در جواب مي فرمايد: من اينكار را انجام مي دهم؛ من اينكار را انجام مي دهم. پس پيامبر به سوي پروردگارش شفاعت مي كند تا حساب و كتاب شروع گردد و اين همان مقام محمودي است كه خداوند آن را تنها به او وعده داده است.

محاسبه خداوند براي بندگانش تبعاً به خاطر اعمالشان در دنيا متفاوت است.

دسته اي هستند كه خداوند آنها محاسبه نمي كند و اعمال نيك و بدشان را وزن نمي كند. اعمالشان قابل شمارش و بر ايشان آشكار مي گردد. سپس داخل در آتش مي شوند و ايشان كافران هستند. الله تعالي مي فرمايد:«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا (168) إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»[2] «كساني كه كفر ورزيدند و ستم كردند خدا بر آن نيست كه آنها را بيامرزد و به راهي هدايت كند. مگر راه جهنم كه هميشه در آن جاودانند و اين براي خدا آسان است.» و همچنين مي فرمايد:«يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ»[3] «مجرمان از سيمايشان شناخته مي شوند و از پيشاني و پايشان بگيرند.»

دسته اي ديگر هستند كه خداوند آنها را بدون حساب و كتاب داخل بهشت مي گرداند و ايشان مؤمنان موحدي هستند كه از ساير امت به خاطر نيكي توكلشان بر خداوند تميز داده مي شوند پيامبر مي فرمايد:«يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِي سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ هُمْ الَّذِينَ لَا يَكْتَوُونَ وَلَا يَسْتَرْقُونَ وَلَا يَتَطَيَّرُونَ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»[4] (هفتاد هزار از امت من بدون حساب داخل بهشت مي شوند. ايشان كساني هستند كه با رقيه خود را معالجه نمي كنند و براي خود و براي ديگران تعويذ و افسون نمي كنند و بدفالي نمي نمايند و بر خداي خود توكل مي كنند.)

دستة ديگر كساني هستند كه خداوند گناهانشان را بر ايشان عرضه مي دارد و آنها به آن اقرار مي كنند سپس خداوند آنها را داخل بهشت مي گرداند. رسول الله - صلي الله عليه و سلم – مي فرمايد:«يَدْنُوا الْمُؤْمِنُ حَتَّى يَضَعَ عَلَيْهِ كَنَفَهُ فَيُقَرِّرُهُ بِذُنُوبِهِ تَعْرِفُ ذَنْبَ كَذَا يَقُولُ أَعْرِفُ يَقُولُ رَبِّ أَعْرِفُ مَرَّتَيْنِ فَيَقُولُ سَتَرْتُهَا فِي الدُّنْيَا وَأَغْفِرُهَا لَكَ الْيَوْمَ ثُمَّ تُطْوَى صَحِيفَةُ حَسَنَاتِهِ»[5] (مؤمن به پروردگارش نزديك مي شود تا آنجا كه او را مي پوشاند(يعني اينكه جز او و خداوند هيچ كس سخنانشان را نمي شنوند.) پس به گناهانش اعتراف مي كند. خداوند دو بار از او مي پرسد: آيا اين گناه را مي شناسي؟ و او هر دو بار مي گويد: پروردگارا را مي شناسم. پس خداوند به او مي گويد: آن ار در دنيا پوشاندم و امروز از آن گذشت كردم سپس از صحيفه حسناتش پاك مي شود.)

و دستة ديگر كساني هستند كه سرنوشت ايشان مشخص نيست و آنها اصحاب اعراف هستند. آنان كساني هستند كه حسناتشان با گناهانشان برابر است پس آنها را بر بالاي بلنديي بين بهشت و جهنم نگه مي دارند سپس خداوند آنها را به رحمت خويش داخل بهشت مي گرداند. الله تعالي مي فرمايد:«وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ»[6] «و بر اعراف مرداني هستند كه هريك را از سيمايشان مي شناسند و بهشتيان آنان را ندا مي دهند كه سلام بر شما باد و آنها هنوز داخل آن نشده اند و به آن طمع دارند.»

دسته ديگر كساني هستند كه گناهانشان از حسناتشان بيشتر است پس مستحق عقاب هستند و ايشان مؤمنان گناهبار مي باشند. آنها تحت مشيت پروردگار هستند اگر خواست آنها را مي بخشد و اگر خواست آنان را عذاب مي كند. سپس بعد از آنكه آنها را با آتش عذاب نمود با شفاعت شفاعت كنندگان يا كرم و بخشش ارحم الراحمين جلا و علا آنها را از آتش خارج مي كند. الله تعالي مي فرمايد:«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا»[7] «همانا خداوند شرك به او را نمي بخشد اما سواي آن را براي هركس كه بخواهد مي بخشد و هركس براي خداوند شريك قرار دهد به يقين گناه بزرگي را بافته است.»

و اين حساب اهل تكليف از اجنه و انسان مي باشد اما چهارپايان نيز محاسبه مي گردند و قصاص بعضي از آنها از بعض ديگر گرفته مي شود همانگونه كه رسول الله - صلي الله عليه و سلم – مي فرمايد:« لَتُؤَدُّنَّ الْحُقُوقَ إِلَى أَهْلِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُقَادَ لِلشَّاةِ الْجَلْحَاءِ مِنْ الشَّاةِ الْقَرْنَاءِ»[8] (حقوق را به اهلش برخواهيد گرداند تا جايي كه قصاص بز بدون شاخ را از بز شاخدار خواهند گرفت.)

اولين حقوقي كه بنده بر آن محاسبه مي گردد از حقوق الله، نماز و از حقوق بندگان، خون است. رسول الله - صلي الله عليه و سلم – مي فرمايد:«أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ وَأَوَّلُ مَا يُقْضَى بَيْنَ النَّاسِ فِي الدِّمَاءِ »[9] (اولين چيزي كه بنده به خاطر آن محاسبه مي گردد نماز است و اولين چيزي كه بين مردم حكم مي شود خون است.) حقوق متعلق به بنده بعد از شرك به الله از شديدترين آنها مي باشد كه بنده به خاطر آن محاسبه مي شود. و عفو و بخشش آن مربوط به كساني است كه به آنها ظلم شده است. مردم در آن روز بر حسنات حريص هستند براي همين است كه رسول الله - صلي الله عليه و سلم – امر مي كند كه از مظلومين در دنيا حلاليت طلبيده شود قبل از آنكه قصاص با نيكيها و بديها شود. در حديث آمده است:«مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلَمَةٌ لِأَخِيهِ مِنْ عِرْضِهِ أَوْ شَيْءٍ فَلْيَتَحَلَّلْهُ مِنْهُ الْيَوْمَ قَبْلَ أَنْ لَا يَكُونَ دِينَارٌ وَلَا دِرْهَمٌ إِنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ وَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سَيِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَحُمِلَ»[10] (هرکس نسبت به برادرش مرتکب ظلمي شده است از او حلاليت بطلبد چون به درستي که در آنجا درهم و ديناري نيست قبل از اينکه براي برادرش از حسنات او به قدر ظلمي كه به او نموده بردارند و آنگاه اگر فاقد خوبي و احسان بود از بديهاي برادرش برگرفته و بر او حمل مي نمايند.)

و از چيز هايي كه نشانه كمال عدل الله سبحانه و تعالي مي باشد اين است هنگامي كه بنده را محاسبه مي كند خود به گناهانش اعتراف مي نمايد و اگر به آن اقرار ننمايد اعضاي بدنش بر او شهادت مي دهند پس به آنچه انجام داده شهادت خواهند داد. الله تعالي مي فرمايد:«يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»[11] «روزي كه زبان، دستها و پاهايشان بر آنچه انجام داده اند بر ايشان شهادت مي دهند.» و ملائكه، نويسندگان اعمال، همانگونه كه احاديث پيامبر - صلي الله عليه و سلم – ثابت است بر او گواهي مي دهند.

و همچنين از چيزهايي كه نشان از كمال عدل الهي دارد اين است كه ترازويي براي وزن كردن اعمال بندگان قرار مي دهد تا بنده نتيجه حسابش را به عين ببيند و خداوند به انسان به اندازه ذره اي ظلم نمي كند. خداوند مي فرمايد:«وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (8) وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآَيَاتِنَا يَظْلِمُونَ»[12] «در آن روز وزن كردن درست است  پس هركس ميزانهاي او سنگين باشد آنان خود رستگارانند و هركس ميزانهاي او سبك باشد آنان كساني هستند كه به خود زيان زده اند چرا كه به آيات ما ستم كرده اند.»

پس هنگامي كه مسلمان اطلاع يافت كه در آن روز حساب و عقاب و كيفيت قصاص ظلمها و گناهان چگونه است سزاوار است كه نفس خود را قبل از اينكه مورد محاسبه قرار گيرد مورد رسيدگي قرار دهد همانگونه كه عمر -رضي الله عنه- مي فرمايد:[حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا وتزينوا للعرض الأكبر] (به حساب خود برسيد قبل از اينكه به حساب شما رسيدگي شود و براي سرزمين بزرگتر تزيين نماييد.)

و صل الله علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه و سلم

 

تأليف: محسن قاسم درويش فخرو ( رحمه الله)


 


[1] ابراهيم 51

[2] نساء 168- 169

[3] رحمان 41

[4] متفق عليه

[5] مسلم و بخاري

[6] اعراف 46

[7] نساء 48

[8] رواه مسلم

[9] ) رواه النسائي وصححه الألباني

[10] رواه بخاري

[11] نور 24

[12] اعراف 8- 9

 

 





درباره : متون و مقالات , متون و مقالات اسلامی ,
بازدید : 45
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ سه شنبه 01 فروردين 1396 ] [ 23:41 ] [ نویسنده : admin ] نظرات ()
مطالب متفرقه
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By Night Skin :.