close
تبلیغات در اینترنت
یک روز ماهیگیری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ارتباط با ما

تاریخ : سه شنبه 10 مهر 1397
بازدید : 12
نویسنده : admin

خاطره دیروز

در حین گپ و گفت های همیشگی یادی از دریا و ماهیگیری شد از قضا ناخدای ما هم اونجا بود و همونجا تصمیم گرفتیم عصر بریم دریا  (خوشم میاد تمام کارامون یهوییه البته اولش بعدش منظم میشیم) عصر چهار نفری حرکت کردیم البته هرکی دلش میخواست میگفتیم بیاد ولی چون همه میدونستن ما گروه پر طاقتیم (یا بقول خودشون پتک دل دار یا پینهک )و کارایی میکنیم که بقیه خسته میشن ! برا همین کسی نیومد البته یکی میخواست بیاد اما شنا نداشت دیگ نمیشد بیاریمش ( چون دریا با کسی شوخی نداره ) .

اونجا که رسیدیم چیزی خوردیم و شروع کردیم به #لیخ_مشی (یه نوع ماهیگیری با تور که نزدیک خشکی و تو آب پایاب میکشن و بیشتر برای ماهی #گاریزه ) . (کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی #حافظ)

از این طرف به اون طرف خور دنبال یه زمین صاف برای این کار بودیم زیاد راه رفتیم و زیاد شنا کردیم به نظرم کسی به اندازه ما تو اینجا اینقدر این خور رو نگشته بود چون به هرکی میگفتم میگفت شما دیگ خیلی حوصله دارین !

خورشید غروب کرد ولی هوا مهتابی و روشن بود اما برای منی که عینکی ام و عینک همرام نبود بازم تاریک بود 😂 .

بالاخره کارامون تموم شد و هرچه روزی بود گرفتیم و برگشتیم پیش موتور و وسایلمون.  برا اینکه ماهی خراب نشه سریع حرکت کردیم به طرف  خونه !

بین راه یه باد سردی میومد که داشتم یخ میزدم (خواستم نگم یخ میزنم چون زشته تو گرما اونم جنوب این حرفو بزنم ، اما دیدم اونام همین حسو دارن و اینطور با خیال راحت ابرازش کردم 😅) تازه گفتم میچسبه اینجا تو این شب مهتابی و هوای ازاد و باد خنک یه فرشی مینداختیم و همونجا میخوابیدیم 😄. حالا روزی دیگ 😉

البته پاهامون زخمی شده بود به این دلیل که بعضی از کسایی که میان دریا چوب  یا سنگ و یا چیزای دیگ میندازن تو اب و یه چیزی که اسم فارسیشو نمیدونم که ما بهش میگیم گشر دورش جمع میشه شبیه تکه های صدف و سنگه اما خیلی تیز (کسایی که میرین لب دریا لطفا رعایت کنید ) البته این گشر به طور عادی هم هست.

برگشتیم و ماهی هارو تقسیم کردیم ، قانونی که الان حاکمه اینجا اینه که باید مساوی تقسیم بشه و کسی که بیشتر دریا رفته تقسیم میکنه. برای ماهیگیری با قلاب هم همینطوره اگ یکی مثلا چهارتا بگیره یکی دیگه هیچی نگیره اون باید دوتا بده به این طرف تا اینکه کسی دست خالی نیاد خونه (ماهیگیری شانسیه یه وقتی هم پیش میاد اینی که الان هیچی نگرفته بگیره اما اون هیچی نگیری پس این به اون میده). البته هنوز کسایی پیدا میشن ماهی که گرفتنو جمع میکنن و میرن خونه و به رفیقشون نمیدن که این نژاد درحال انقراضن .

پ ن 1 : ماهی گاریز  بزرگتر از این نمیشه و خودش کوچیکه اما ماهی های دیگ که استعداد بزرگتر شدن دارن اگ بیوفتن تو تور دوباره میندازیم تو آب .

پ ن 2 : هرکاری اسونه و لذت بخش و خواستن توانسته منم یه روزی اصلا نمیتونستم یه متر شنا کنم تازه چندین دفعه رفته بودم ماهیگیری حتی یکی هم نگرفته بودم اما دلسرد نشدم .

پ ن 3 :  تو کار دسته جمعی همگام بودن و ساز موافق زدن باعث پیشرفت میشه .

فرید کوشکی زاده



:: موضوعات مرتبط: فرید کوشکی زاده , خاطرات ,
:: برچسب‌ها: ماهیگیری , دریا , ماهیگیری تفریحی , همراه دریانوردان , دریانورد , خلیج فارس , جنگل های حرا , جنگل مانگرو , ماهی گاریز , دوستی , روستای کوشک , گشر ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

کدوم قسمت وبلاگ بیشتر پست بزارم؟






http://www.rozblog.com/user/kooshkizadeh.jpg?6036

RSS

Powered By
Rozblog.Com