عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تاریخ : سه شنبه 10 مهر 1397
بازدید : 5
نویسنده : admin

جلوی خانه ای منتظر ایستاده بودم

و نگاهم به بچه هایی بود که در کوچه بازی میکردند

یکی از بچه ها مرا صدا زد و گفت :

 آقا ، فلانی میخواهد با سنگ مارا بزند!

گفتم:  شما سه نفر هم سنگی بردارید !

با کمی مکث هرسه یک سنگ برداشتند

و آن یک نفر فرار کرد !

🌷🌹

اگر خوبان و مظلومان که همیشه تعدادشان هم زیاد است باهم باشند یقینا ریشه بدی و ظلم خشکیده خواهد شد .

 [متحد باشیم ]

اما متاسفانه همیشه چشممان به کمک دیگران است  و هنوز نفهمیده ایم  این ما هستیم که میتوانیم به خود کمک کرده و برای اصلاح جامعه  بکوشیم.

[ از خود شروع کنیم ]

نویسنده: فرید کوشکی زاده



:: موضوعات مرتبط: متون و مقالات , داستان و حکایت , فرید کوشکی زاده , خاطرات ,
:: برچسب‌ها: اصلاحات اصلاح جامعه , فساد , اتحاد , همدلی , یکپارچگی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

کدوم قسمت وبلاگ بیشتر پست بزارم؟






http://www.rozblog.com/user/kooshkizadeh.jpg?6036

RSS

Powered By
Rozblog.Com